ban0o_313

  • خانه 

من و شیراز 

10 آذر 1403 توسط فاطمه بیژنی
پاییز بود روز ها گرم بود شبا یخبندان جایی نشسته بودم که آفتاب مستقیم رو صورتم بود پوشیه ای ک زده بودم مشکی بود خورشید رو قوی تر می‌کرد.نیم ساعت بود داشتیم میچرخیدیم  گوشیم هم دم ب دقع زنگ می‌خورد روده بزرگه هم داشت روده کوچیکه رو می‌خورد کلا همه… بیشتر »
 نظر دهید »

سبز 

10 آذر 1403 توسط فاطمه بیژنی
قرار بود پنجشنبه شب بریم تولد به عبارتی تولد هااا😁رفتیم خونه مادر نامزد تولد زن داداش نامزدم با پدر و مادرش بود کلی تدارک دیده بودن عصر بود من و همسر جان رفتیم کیک خریدیم و برگشتیم خونه شون به فاطمه خانم(جاریم😊) گفتم برو لباس بپوش تا ازت کلی عکس بگیرم… بیشتر »
 نظر دهید »

بنده خدا

09 آذر 1403 توسط فاطمه بیژنی
فکر کنم  از من خوشش نمیاد یعنی اینو بعد ۲ سال متوجه شدم چون قبلا (یعنی این دوسال )هروقت باهاش کار داشتم باید چند بار میگفتم یا یک نظری میدادم اصلا براش مهم نبود ولی من خودم رو قانع میکردم ک سرشون شلوغ هست وبا همین جمله آروم میشدم وگرنه دوسال پیش هم… بیشتر »
 نظر دهید »
آذر 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

ban0o_313

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس